مقدمه:
فيلم “سكوت” محسن مخملباف، در نوع خود فیلمی كم نظير است اما -در سرزمين زادگاهش، ستايندگان كمي داشته. به نظر مي رسد مخاطبان و منتقدان درباره ي آن به سكوت نشسته اند. چرا؟
اين فيلم كه سراسر نمادين است، جريان داستاني را آشكار مي كند كه بر اكثر آثار نمادين مي رود. آثار نمادين هميشه با این خطر رو به رو بوده اند. چرا كه سرنوشت آن ها هميشه وابسته به رفتاري بوده است كه مخاطب با آن ها داشته. اين كه آيا مخاطب نمادها را كشف خواهد كرد و در كامل نمودن تقلاي ذهني نويسنده و لذت كشف آن سهيم خواهد بود يا نه؛ نمادها كشف نمي شوند و داستان عقيم و سطحي جلوه خواهد نمود؟
واضح است در اين جا منظور آن دسته از نمادهايي ست كه تاريخ تولدشان با همان اثر رقم خورده است و پيش از وجود نداشته تا برای ذهن مخاطب آشناي باشند. وگرنه نمادهاي مستعملي چون: زمستان، شب، قفس و پرنده ديگر از لحاظ زيبايي شناختي تاثير زيادي ندارند و بوي كهنگي مي دهند واين نوشته نيز اشاره به آن ها ندارد.
به چه داستان هايي، نمادين گفته مي شود؟
داستان نمادین، داستانی است که محتوای آن خواننده را به چیزی بیشتر از خودش راهنمایی کند. با این تعریف داستانی می تواند نمادین باشد که در آن اشیاء، انسان ها، مفاهیم یا عقیده ها، نماد و نماینده ی چیز دیگری غیر خود باشند. اين نوع داستان ها دو لايه دارند، لايه واقعي یا ظاهری و لايه نمادين.
چه زماني نويسنده ها به نوشتن داستان هاي نمادين روي مي آورند؟
- مي توان گفت زماني از نمادها استفاده مي گردد كه نشود مفهومي ناگفتني را به سادگي بيان نمود. اين مفهوم يا به واسطه ي كليت و پيچيدگي آن ناگفتني مي شود (به عنوان مثال مفاهيمي عام و گسترده كه ادراك آن براي انسان سخت باشد مثل خدا، مرگ و آن جهان ديگر) يا به دليل آن كه نويسنده از بيان آن مفاهيم به صورت واضح واهمه دارد. (به عنوان مثال جوامعي كه مردمانش با سانسور رو¬به¬رواند يا خفقان آن¬قدر هست كه اگر حرف مخالف بزني جايت زندان باشد.)
- دلیل دیگری که می توان جهت روی آودن نویسنده به نماد ها آورد زیباسازی متن و ایجاد ادراک زیبایی شناختی در مخاطب است. در این جا نماد در واقع آرایه ای تزئینی می باشد.
- گاهی نویسنده از نماد برای ایجاز استفاده می کند. زیرا می تواند با یک نماد مناسب و هنرمندانه بسیاری مفاهیم را به مخاطب بدون طول و تفصیل انتقال دهد.
زبان داستان هاي نمادين چه نوع زباني است؟
واضح است که هر نوع روايتي زبان ويژهي خود را می طلبد. داستان های واقعگرا معمولا زباني شفاف و روان دارند. داستان های حماسی زبانی فاخر. داستان های نمادين نیز به زباني خاص خود نياز دارند که ايهامگونه و پيچيده است و اصطلاحا به آن، زبان مجازی می گویند. زبان مجازی یعنی زبانی که مقصودش همان نیست که می گوید. زبان مجازی زبانی توصیفی است و انتقال مفاهیم را –معمولا به شکل تصویر- برعهده دارد.
از کجا می توان به نمادین بودن یک داستان پی برد؟
از نشانه ها و کلیدهایی که نویسنده در اختیار مخاطب قرار می دهد، می توان به نمادین بودن داستان پی برد. به طور کلی نمادها را می توان در دو دسته طبقه بندی کرد: ا- نمادهاي قراردادي كه به علت تكرار، دلالتهاي صريح و روشني دارند مثل بهار به عنوان مظهر جواني. و 2- نمادهاي شخصي. که محصول ابتكار نويسنده هستند كه كاربرد آنها مسبوق به سابقه نيست.
درك نمادهای شخصی، بدون وجود قراين و نشانههاي لازم در خود اثر دشوار است. نویسنده میبایست به كمك فاصلهگذاريها و پرشهاي تصويري و ايجاد ابهامهاي تعمدي، وجه نمادين داستانها را برجسته كند و یا کلیدها و نشانه هایی مخاطب را به درک مفهوم نمادها راهنمایی نماید.
نویسنده داستان های نمادین با چه تله ها یا خطر هایی رو به رو است؟
نویسنده داستان های نمادین با خطرهای چندی رو به رو است. به عنوان مثال:
1- عدم کشف نمادها توسط مخاطب. این اولین خطری است که داستان را قربانی خود می کند و البته برای آن دسته از داستان هایی که از طرح قوی در لایه ظاهری داستان برخوردار نیستند این خطر کل اثر را فاقد ارزش می نمایاند.
2- تمرکز بیش از حد نویسنده بر معمای پنهان نمادها. که ممکن است باعث شود داستان در رویه ی ظاهری، سطحی و بی عمق جلوه کند.
3- زبان داستان. نماد و استعاره و آرایه هایی از این دست اصولا ریشه در شعر داشته اند و خواستگاه اصلی آن ها شعر بوده است. از این رو، این خطر همواره برای داستان نویسان است که با استفاده زیاد از نماد، زبانی شعرگونه و دور از زبان معیار را بر اثر تحمیل نمایند.
یک نمونه:
با اين تفاصیل و برای کامل نمودن بحث یک نمونه داستانی را مورد بررسی قرار می دهم. داستانی با عنوان “من هم دیگر یاد گرفته ام…” ارسال شده در پست قبل
لایه ظاهری داستان:
راوی که در زمان تولد مادرش را از دست داده، تربیت و بزرگ شدنش برعهده برادرانش قرار می گیرد ولی برادران به جای تربیت نوزاد تازه متولد شده، از همان لحظه ی تولد، به این فکر می افتند که هر شب حوادث اتفاق افتاده در آن روز را بعد شنیدن اخبار به شکل طرح قالی ببافند. عدم تربیت شدن راوی با رفتارهای سادیسمی و مازوخیسمی او نشان داده می شود. راوی دغدغه ها و شرح حالش را با ضبط کردن صدایش به مخاطب منتقل می کند. و می گوید که نابودی مردم، خودش و برادرانش را با غرق شدن همه شان در آب که شیر آن سال های زیادی است که باز مانده انتظار می کشد. هر چند خودش نیز بیکار ننشسته و با جویدن دار قالی هایی که زندگی مردم و برادرانش به آن وابسته است در پی انتقام از برادرانش و مردم، به خاطر بی توجهی شان به او است.
لایه نمادین داستان:
با لحظه پیروزی انقلاب، زاینده انقلاب می میرد و فرزند به جا مانده که سخنی از پدر او نمی رود به برادرانی سپرده می¬شود که فرصت تربیت او را ندارند. برادرها نماد چه هستند؟ مسئولانی که مسئول تربیت و شکل گیری انقلاب بوده اند. برادری که صادق نام دارد، نامش تداعی کننده آن است که باید راستگوتر باشد. فرش ها نماد چه هستند؟ همان طور که در متن آمده «همان موقع بود که با هم عهد کردند شروع کنند. که بنشینند پای اخبار و حوادث روز را ببافند.» فرش نماد تمام حوادثی است که بر اجتماع و کشور بعد انقلاب آمده. فرشی که زیر پای مردم پهن شده، طرحی عجق وجق و بی ریخت دارد و دراز است، فرشی است که صادق بافته و نشان زندگی اجتماعی- سیاسی هر روزه مردم است. فرش دیگر که یک دست سفید و کوتاه است و هر شب توی اخبار نشانش می دهند، فرشی غیرواقعی و سانسور شده و وجهه ای است که سعی دارند از انقلاب نشان دهند. (سانسور شده است وگرنه دست کم از لحاظ طولی باید با فرش صادق که در یک زمان شروع به بافتن کرده اند به یک اندازه می¬بود.) شیر آب که در ابتدا برای شستشو و پاک سازی انقلاب باز شده بود و کاربرد داشت حالا خطری است که انقلاب و مردم را تهدید می کند. اما خطر دیگر، خطری است که خود انقلاب تربیت نشده بانی آن خواهد بود و آن هم از بین رفتن اساس و پایه های انقلاب ، همان دار قالی هاست.
نشانه ها:
- تاریخ 22 بهمن 57: این تاریخ ذهن مخاطب را آماده ی این سوال می کند که چرا این تاریخ را باید برای مرگ و تولدی در نظر گرفت و این تاریخ قرار است چه کارکردی در داستان داشته باشد. پاسخی که مخاطب به آن می رسد راهگشای پیوندهای درونی داستان است.
- بافتن حوادث روز بعد شنیدن اخبار: این معنا را در خود دارد که فرش ها تنها نمی توانند فرشی عادی باشند و باید کارکردی فراتر از ظاهر فیزیکی خود در داستان داشته باشند.
- زبان داستان.
تله های این داستان:
اگر این داستان نتوانسته باشد آنچه را که در لایه ی نمادینش ادعا دارد به مخاطب منتقل کند پس دچار همان تله هایی شده است که در متن این نوشته برشمرده ام.