Archive for ژانویه, 2009

….

ژانویه 11, 2009

بي نهايت احساس ناامني مي كنم. اين نه فقط به خاطر اتفاقاتي ست  كه مي بينم در اطرافم مي افتد در غزه در خيابان توي ايران خودمان كه همينطور به خاطر نزديكتر از اينها اينجا توي من، توي…

مليحه

ژانویه 4, 2009

 

با دوست 10 سال پيشم نشسته بوديم و داشتيم مي گفتيم توي اين ده سال چه كارها روي خودمان كرده ايم كه بشود ازش حرف زد. او را، مثل همه دوستهاي ديگرم، برده بودم پيش يك نفرآدم، كه آدمها را دوست ندارد. بعد از رفتن دوست 10 سال پيشم، آن آدم گفت: “ببين من از اين دوستت خيلي خوشم آمده” حرفي كه از او عجيب بود. خوشحال شدم. گفتم: “خب حالا از چيش خوشتان آمده؟ چه ويژگي اي هان؟” آن نفر آدم كه آدمها را دوست ندارد نمي دانست چه ويژگي اي. گفتم:‌ “اين دوستم ده سال است كه دارد روي خودش كار مي كند تا آدمها را دوست داشته باشد. حتي آدمهايي را كه به او بد مي كنند. توي اين ده سال او بزرگترين كار را كرده. براي همين است كه شما از او خوشتان آمده”

و عشق به انسان يعني همين. اين ويژگي آدمهاي بزرگ است.

نقدی بر ویکنت دو نیم شده اثر ایتالو کالوینو

ژانویه 3, 2009

معمولا دنبال نام هر نویسنده ای، صفتی می آورند و مثل یک کلمه ترکیبی این نام را همیشه تکرار می کنند. مثلا دنبال نام ایتالو کالوینو می آورند خلاقِ طنزپرداز. ایتالو کالوینوی خلاق. اینهم به خاطر پرداختن به مضمونهای خلاقانه ای است که در کتابهایش پیدا می شود البته با طعم طنز طعنه زننده اش.

ویکنت شقه شده (دو نیم شده) هم یکی از کتابهای اوست (یکی از سه گانه هایش). مضمونی که در اینجا کالوینو را درگیر خودش نموده، خیر و شر است. توپی در جنگ به ویکنت اصابت و او را دو نیم می کند. نیمی خیر و نیمی شر. کل داستان ماجراهایی است که این دو نیمه هر کدام با رویکرد شررسان و خیررسان ایجاد می کنند و در نهایت هر دو زندگی مردم را به شیوه خودشان مختل می سازند. “احساساتمان بی رنگ و عاری از شور و شوق می شد چون حس می کردیم میان فضیلت و فسادی به یک اندازه غیر انسانی گیر کرده ایم”. (صفحه 108/ترجمه پرویز شهدی چاپ چهارم)

به هم پیوستن دوباره این دو نیمه و به روال عادی برگشن زندگی، پایان این داستان است. چیزی که می توان به آن نقد وارد نمود و گفت کالوینو داستانش را با این انتها خراب کرده است و کل ماجرایی را که می شد تکان دهنده و تاثیر گذار باشد به یک داستان پندگونه و برای کودکان با پایانی خوش و سهل انگارانه تبدیل کرده است. با توجه به جهان بینی خارق العاده و حیرت انگیزی که از زبان شر به مخاطب داده می شود و در گیومه زیر آمده است، این داستان پتانسیلی بسیار بالا برای بیش از اینها داشت.

«کاش می شد هر چیز کاملی را به این شکل دو نیم کرد. کاش هر کسی می توانستاز این قالب ننگ و بیوده ای بیرون بیایدوقتی کامل بودم همه چیز برایم طبیعی، درهم و برهم و احمقانه بود. مثل هوا گمان می کردم همه چیز را می بینم ولی جز پوسته سطحی آن چیزی را نمی دیدم.اگر روزی نیمی از خودت شدی، که امیدوارم اینطور بشود چیزهایی را درک خواهی کرد که فراتر از هوشمندی مغزهای کامل است. تو نیمی از خودت و دنیا را از دست خواهی داد ولی نیمه دیگرت هزاران بار پرف نگرتر و ازشمندتر خواهد شد. تو هم آرزو خواهی کرد همه چی مثل خودت دو نیم و لت و پار باشد چون زیبایی، خرد و عدالت فقط در چیزی وجود دارد که قطعه قطعه است.»    

به علاوه گرچه رماان پر از نماد است ولی در بسیاری ماجراها- که اگر لازم باشد فهرست آن ارائه شود به اندازه خود کتاب حجم پیدا خواهد کرد نمی توان- هیچ دلیل داستانی ای برای وقوع آن ماجراها به جز خوش آمد نویسنده پیدا کرد.

ایتالو کالوینو نویسنده بسیار بزرگی است حرفی درش نیت. ولی هنگام داستان خواندن چشمها را که نمی توان بست.